سلام
به رسم قدیم در سالگرد رفتنم به اورژانس میخوام براتون بنویسم.
الان 36 ماه و 4روز از وقتی که وارد اورژانس شدم میگذره.
بخش جدید ICU جراحی راه اندازی شد و سرپرستار اون ICUبا کلی از بر و بچه های تیمش که نمی تونستند آقای کاف را که رفته بود و سرپرستار شده بود تحمل کنند، اسباب کشی کردن و رفتند به بخشICU جراحی.
فکر کن شلمان که از مرخصی برگشت و مخمل از داخلی و ناخواهری سیندرلا از داخلی مردان  دوباره بار رفتن بهICU جدید را بستند.بعضی وقتا فکر می کنم اگه این دوست جون این گروه مصیبت یعنی سرپرستارشون بازنشسته بشه،آی قیافه اینا که با هیچ کس نمی تونن سر کنن دیدن داره.
حالا گربه آوازه خوان را هم فرستادند اورژانس .
من ،جینا ،بامزی و گربه آوازه خوان.از همون گروه ICUتو اورژانسیم.  
میخوام بشینم ارشد بخونم،جزوه ها روی میز ولوشده.کتابها که از کتابخونه و اینور اونور گرفتم کنار میز روی هم تلانبار شده.اما دلم راضی نیست.یعنی خوش نیست،گرم نیست، به درس خوندن برای پرستاری.میدونید چرا؟چون هیچ فرقی بین خوب بد یا بلد و نا بلد یا تجربه و بی تجربگی یا سایقه و تازه کاری و سواد و بی سوادی نیست.
تو پرستاری هر کی کار بلد نباشه میزارنش ی جایی که کار نباشه و هر کی بلد و کاردان باشه،میگن بزاریم خوب فعلگی کنه.هر کی نتونه نمیگن چرا یاد نمی گیره؟میگن تقصیر نداره بلد نیست.اما اگه کسی که بلد یک اشتباه سهوی هم بکنه توبیخ میشه.
پرستاری فقط خستگی و فرسودگیه.
و اما امور شخصیم تو این یک سال:مهمترین قسمتش رانندگیمه،توی این یک سال هم اتوبان هم جاده ،اونم جاده چالوس هم داخل شهر و هم شب رانندگی کردم.تصادف 4 بار که 2 بارش خسارت گرفتم و یک بارش طرف مقابل در رفت و معلوم نشد تقصیر کیه.یک بار هم هنوز بیمه طرف دستمه و نیومده تکلیفش را روشن کنه.اما تجربه جالبی به دست آوردم و یکی اینکه هرگز ماشینتون را بعد تصادف جا به جا نکنید حتی به قیمت یک جریمه 30 تومنی.و هرگز مدارکتون را تعویض نکنید حتی با دستور پلیس.
اواءل هر کی ماشین میخواست روم نمیشد بگم نه.تا جاییی که دوست خواهرم میخواست بره عروسی همدان اومده بود سراغم برای ماشین.اما حالا به همه گفتم سپهر بدون من جایی نمیره(ماشینم اسمش سپهر)
جریمه هم دادم.من جریمه نشدم.آجی خانم 3 بار با ماین من تشریف بردن توی طرح.شوهر خواهرم هم استاد پارک در محلهای ممنوع هستند.علیرضا هم کمربند دشمن خونی اش است و نمی بنده.
سر این تصادف آخری ماشینم را تکان ندادم،پلیس که اومد گفت ماشینا جابه جا کنید و بکشید کنار راه بند اومده.گفتم:من کنار نمی کشم تا از طرف مقابل مدارک بگیری،چون دفعه قبل طرف فرار کرده.پای جریمه هم وامیستم.مدارک که گرفت،کنار زدم.بعد اونو به بهانه نداشتن گواهینامه جریمه کرد و من را جریمه نکرد.
امشب هم پنچر کردم و چه پنچری.لاستیکم که 2 روز پیش خریده بودم خوابیده بود روی زمین و یک تیکه اش بریده بود.منم وایستاده بودم نگاش میکردم.بلاخره یک جوانمرد به دادم رسید و زاپاس را برام عوض کرد.از پارسال تصمیم داشتم یادبگیرم تعویض زاپاس را.اما پیش نیومده بود.همین فردا علیرضا را خفت می کنم یادم بده.
تا دلتون بخواد هم توی صدای عیب های ماشین خبره شدم.اصلا همین که میشینم پشت رل،هر صدای اضافی را مثل صدای بمب می شنوم.
و اما میخوام اتشاالله مامان عزیزم را بفرستم کربلا،دعا کنید بطلبه من هم برم.
بچه ها دلم حج میخواد .واجب.تمتع.
فعلا به خدا می سپارمتون
الهم عجل لولیک الفرج

آقای مسول بیمارستان فیتیله ای،غیبتت زیاد شده.
برای اون دوستی که کامنت گذاشته بود که بد بینی و ممکنه اشکال از تو باشه می نویسم:هرگز وقتی  کفشهای دیگران را نپوشیدی،در مورد راه رفتن آنها قضاوت نکن.

+ نوشته شده توسط فرزانه پرستار منتظر در جمعه چهارم بهمن 1392 و ساعت 22:40 |

+ نوشته شده توسط میثاق در شنبه سی ام آذر 1392 و ساعت 1:34 |
این همه فاصله بین ماست، تقصیر تو نیست،نیمکتهای دنیا را بد چیده اند.

                                      به یاد روزهای تولد این وب و همه بچه های خوب اونروزها

+ نوشته شده توسط فرزانه پرستار منتظر در دوشنبه هفدهم تیر 1392 و ساعت 11:31 |

چه پزشک و چه غیر پزشک، باید هر لحظه برای نجات یک بیمار از سکته‌ی قلبی آماده باشید؛ پس یادتان باشد به عنــوان یک پرستار این نکات مهم را به عوام گوشــزد کنید: (همین مقــدار کفایـت می کند)

موارد زیر علائم اصلی سکته‌ی قلبی هستند:
۱. درد شدید قفسه‌ی سینه، خصوصاً در مرکز سینه و پشت جناغ؛ که بیمار درد سینه‌ی خود را این‌گونه توصیف می‌کند:
- احساس می‌کنم وزنه‌ی سنگینی روی قفسه‌ی سینه‌ام گذاشتن!
- احساس می‌کنم قفسه‌ی سینه‌ام داره فشرده می‌شه!
- احساس می‌کنم نفسم گیر کرده و از سینه‌ام خارج نمی‌شه!
۲. درد بیمار معمولاً به شانه‌ی راست یا چپ (فرقی نمی‌کند) تیر می‌کشد. گاهی درد بیمار به پشتش تیر می‌کشد.
۳. هم‌زمان فرد عرق سرد می‌کند.
۴. هم‌زمان حالت تهوع و گاه استفراغ دارد.
۵. هم‌زمان تنگی نفس دارد.

+ نوشته شده توسط میثاق در چهارشنبه نهم اسفند 1391 و ساعت 1:28 |
سلام

فردا میشه 2 سال که اومدم بخش اورژانس.باورم نمیشه 2 سال گذشته باشه به این سرعت.2سال که خیلی چیزها یاد گرفتم و به خیلی از ظرفیتهام پی بردم.آدمیزاد موجود عجیبیه که همیشه فکر می کنه شرایطی که داره بهترین موقعیته یا چیزی که خواسته اش است بهترینه. اما بعد توی تغییر متوجه شرایط بهتر میشه.

یادتون هست که 2 سال پیش از آی سی یو اومدم اورژانس. انقدر ترس قرار گرقتن توی فضای بازی مثل اورژانس را داشتم که هرگز فکر نمی کردم دوام بیارم.سوپروایزرمون آقای عبداللهی را که یادتون هست فکر کرده بود من مثل خیلی از بچه ها که رفته بودند منت کشی و برشون گردونده بود بخشهای خودشون  من هم میرم و گردن کج می کنم.در حالی که نمی دونست من مغرورتر و جسورتر از اونی هستم که فکرش بکنه.نه تنها نرفتم خواهش کنم برگردونم بخش آی سی یو یا یک بخش آرومتر از اورژانس،دفتر پرستاری برام شد منطقه ممنوعه.شاید توی این 2 سال یک بار رفته باشم دفتر پرستاری،اون هم می خواستم درخواست مرخصیم را کنسل کنم.

آی سی یو را هم برا خودم بایکوت کردم.نه میرفتم آی سی یو و نه مریض می بردم و نه زنگ می زدم اگه کاری داشتم.جالبه که بچه ها می دونستند.اگه کد بودم و کد می زدند خودشون داوطلبانه به جام می رفتند و اگه مریض باید می رفت اونها مریض را به جای من می بردند.

اوائل روزهای سختی را گذراندم.خیلی سخت.آقای کاف سرپرستارمون خیلی کار به کارم داشت. هرچی سعی می کردم پرش به پرم نگیره نمی شد که نمی شد.تا همین ماه آبان که تعویض شد یک دعوای حسابی باهام کرد. انقدر ازش دلخوشی نداشتم که وقتی بچه ها گفتند برایش کادو خداحافظی بگیریم و ازم نظر خواستند نه نظر دادم و نه پول دادم. نمی دونم چرا هر وقت یاد حرفهاش می افتم باز غم توی دلم تازه میشه.بگذریم.

واما بگم براتون از اونهایی که می شناختید:

آی سی یو الان یک سرزمین با 2 تا شاه.آخه اون سرپرستار قبلی تکلیفش را روشن نکرده،آقای کاف را بردند و گذاشتند آنجا سرپرستار!!!!!!!!!!!!!!!!!!

زبل خان هنوز همونجا با اون شرایط هست .با این تفاوت که دیگه برای کنکور نمی خونه.

ناخواهری سیندرلا هنوز توی توهم مهاجرته و هنوزم هیچ کاری نکرده.

مخمل این ماه باید بره داخلی مردان. این جالبترین اتفاقیه که افتاده.آخه کار کردن مخمل توی داخلی با اون سرعت عمل منفی هزارش دیدنیه.با اون اواخواهری هاش.

لوک خوش شانس که برگشته و فعلا توی دیالیز مشغوله.

سرندی پیتی توی این تحولات جدید که بخششون بسته شد ماه پیش رفت دوباره آی سی یو.بین ماها که همه از آی سی یو بیرون زده بودیم فعلا فقط او برگشته به آی سی یو.

جینای عزیزم مادرش فوت کرد و مرخصی بدون حقوقش را برای یزرگ کردن نی نی اش که حالا یک ساله شده تمدید کرده.

پاریکال یک دفتر زخم برای خودش راه انداخته و نمی دونم چطوری میخواد بعدا جواب هلال و ... پولش را بده.می دونید که بالاخره فوفش لیسانس قبول شد.

گربه آوازه خوان امسال رفت حج واجب.بامزی با هیجان برام تعریف کرد که میخواد بره حج.گفتم اون نمیخواد حج بره.فتنه گری هاش را جبران کنه.

بامزی هم از تابستون اومده اورژانس. البته فرستادندش.قیافه اش اوائل دیدنی بود.خیلی به خودش مطمئن بود.بر می گرده.خیلی به این در اون در زد. حالا کمی عادت کرده.

شلمان هم بچه دار شده و فعلا توی استعلاجی زایمانه.

بنر سرپرستار درمانگاهه.دیگه هم آی سی یو اضافه کار نمیاد.سانترش را عوض کرده و میره دیالیز.

میشا سوپروایزر شده و پرستار کنترل عفونت بیمارستانم هست.

شنگول هم که رفته نوزادان و مشغوله.

نارنجی  هم که یادتون هست عاشق دلباخته چند ماهی بعد از استخدام دیگه دید آبی از اینجا براش گرم نمیشه. نیامد.

و اما خودم.جوجه اردک زشت.مدتیه توی اورژانس سرشیفت هم وایمی استم.هنوز 6 تا شبکاری دارم و هنوز یک پرستار ساده در گردشم.
                           در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم
الهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط فرزانه پرستار منتظر در جمعه بیست و نهم دی 1391 و ساعت 15:32 |
صداهای طبیعی قلب یعنی صدای اول و دوم عمدتا در اثر بسته شدن دریچه های قلب شنیده می شود . فاصله بین صدای اول و دوم با زمان سیستول قلب مطابقت دارد و این زمان به طور طبیعی کوتاهتر از زمان بین صدای دوم و اول ( دیاستول ) است . اگر سرعت طربان قلب افزایش یابد ، زمان دیاستول کوتاه می شود .

در شرایط فیزیولوژیک در فواصل سیستول و دیاستول سکوت وجود دارد . در بیماری های بطنی ممکن است به وجود صدای اضافی در زمان سیستول و دیاستول پی برد که آنها را صداهای گالوپ اسنپ ( Snap Gallup ) و کلیک ( Click ) می نامند . تنگی قابل ملاحضه دریچه ، زمانی که دریچه باید باز باشد و باز ماندن شکاف دریچه ، وقتی باید بسته باشد ، باعث ایجاد صداهایی می شود که آنها را سوفل ( Murmur ) می نامند .






تصویر 1 : نواحی جلوی قلب برای بررسی در ارزشیابی کار قلب

S1--- صدای اول قلب

از بسته شدن همزمان دریچه های میترال و تریکوسپید ایجاد می شود اگرچه ارتعاش دیواره بطن نیز میتواند در تولید صدا شرکت داشته باشد . صدا در تمامی نواحی جلو قلبی شنیده میشود ، ولی بهترین محل شنیدن آن ناحیه میترال است . هنگامی صدا افزایش می یابد که کناره های دریچه در اثر افزایش کلسیم در بیماری های رماتیسمی قلب سخت شده باشد یا در هر شرایطی که انقباض بطنی وقتی که دریچه باز است صورت گیرد . حالت اخیر برای مثال زمانی ایجاد می شود که انقباض زودرس بطنی موجب اختلال در دوره طبیعی قلبی شود . صدای اول قلب وقتی که انقباض دهلیزی با انقباض بطنی هماهنگ نیست در هر ضربان تغییر می کند و این بدان علت است که دریچه در یک ضربان کاملا بسته شده و در ضربان بعد تقریبا باز می ماند که نشان دهنده فعالیت نامنظم دهلیز است . اولین صدای قلب به آسانی قابل نشخیص و به عنوان مرجع برای بقیه دوره قلبی است .

S2 --- صدای دوم قلب

بسته شدن دریچه آئورت و ریوی صدای دوم قلب را ایجاد می کند . هرچند این دو دریچه با هم بسته می شوند ، ولی معمولا دریچه ریوی کمی بعد از دریچه آئورت بسته میشود و بطور کاملا مشخص صدای دوم دو قسمتی است ( دو جزء صدا وجود دارد ) دو جزئی شدن صدای دوم ممکن است در زمان دم به اوج برسد و در بازدم ضعیف شود که به علت تاثیر تنفس روی تخلیه بطن راست است . ( در دم خون بیشتری از بطن راست تخلیه می شود . )

S2 بلند ترین صدای قاعده قلب است . جزء آئورتی صدای دوم در ناحیه آئورتی و ریوی به خوبی در ناحیه آپکس با وضوح کمتری سمع می گردد . در صورت وجود جزء صدای دوم ، فقط ممکن است در ناحیه ریوی شنیده شود ، بنا براین ممکن است یک صدای ساده در ناحیه آئورتی و یک صدای دو جزئی در ناحیه ریوی شنیده شود .

صداهای گالـــوپ

وجود مانع در پر شدن بطن در مرحله دیاستول ممکن است باعث ارتعاشات ناپایداری گردد که خیلی شبیه به هم است ، هرچند قدری آهسته تر از صدای اول و دوم قلب است . سپس صداهای قلب به صورت ترکیبی از سه جزء شنیده می شود که تاثیر آن بر شنوایی پون تاختن اسب است . بنابراین آن را ریتم گالوپ می نامند که ممکن است در ابتدای دیاستول ، هنگام پر شدن سریع بطن یا موقع انقباض دهلیزی در سیکل قلبی شنیده شود .

صدای گالوپی را که هنگام پر شدن سریع بطن شنیده می شود صدای سوم قلب می نامند ( S3 ) و یک یافته طبیعی در بپه ها و بالغین است . معمولا این صدا در بیمارانی که بیماری میوکارد دارند یا کسانی که دچار نارسایی احتقانی قلب هستند ، یا در مواردی که بطن قادر به تخلیه کامل خون خود در هنگام سیستول نیست ، شنیده می شود . صدای سوم گالوپی موقعی که بیمار به سمت چپ خوابیده است بهتر شنیده می شود . .

صدای گالوپی را که هنگام انقباض دهلیز شنیده می شود ، صدای چهارم قلب می نامند ( S4) صدای چهارم وقتی شنیده می شود که بطن دچار هیپرتروفی بوده و مقاومتی برای پر شدن آن وجود دارد . چننین واقعه ای ممکن است مربوط به بیماری عروق کرونر ، پر فشاری خون و تنگی آئورت باشد . در موارد نادر ممکن است صدای چهارم در یک دوره قلبی شنیده شود که آن را ریتم چهارگانه ( Quadruple Rhythm ) می نامند . صدا های گالوپ دارای فرکانس پایینی هستند و فقط با استفاده از بل گوشی پزشکی می توان آن را شنید . بهترین محل شنیدن آن در ناحیه نوک قلب است و در مواردی که فشار ان در بطن راست باشد ، در حاشیه چپ استخوان جناق شنیده می شود .

اسنــپ ها و کلیک ها

در تنگی میترال به علت بیماری های رماتیسمی قلب یک صدای کاملا غیر طبیعی کخه شیب تندی دارد ، در ابتدای دیاستول و کنار جناغ شنیده می شود . این صدا در اثر فشار زیادی که در دهلیز چپ وجود دارد در هنگام جابجایی و عبور خون با شدت از دریچه میترال ایجاد می شود ، که ان را صدای باز شدن دریچه ( opening Snap ) می نامند . فاصله صدای بازشدن دریچه میترال به قدری است که با دوتا شدن صدای دوم اشتباه نمی شود و به قدری در دیاستول زود اتفاق می افتد که با صدای گالوپ اشتباه نمی گردد . اسنپ تقریبا همیشه با سوفل تنگی میترال همراه است و نشانه اختصاصی این بیماری است .

در تنگی دریچه آئورت هم به همین ترتیب یک صدای کوتاه با شیب زیاد بلافاصله بعد از صدای اول شنیده می شود که آن را کلیک تخلبه ای ( Ejection Click ) می نامند . این صدا به علت جابجایی دریچه سخت و کلسیفیه آئورت در اثر فشار زیاد بطن چپ ایجاد می شود .



سوفـــل ها

سوفل ها به علت عبور جریان متلاطم خون از دریچه بسیار تنگ یا هنگام پس زدن خون از درچه ای که نارسا است و کاملا بسته نمی شود ، جابجایی خون از خلال نقص مادرزادی دیواره دو بطن یا شریان آئورت و ریوی و افزایش جریان خون از ساختمان طبیعی قلب ( مثل تب ، حاملگی ، پرکاری تیروئید ) ایجاد می شوند ، سوفل ها دارای خصوصیات متعددی از جمله زمان وقوع در سیکل قلبی ، محل آن در جدار قفسه سینه ، شدت زیر و بم بودن صدا ، کیفیت و نحوه انتشار می باشد .



صدای مالش ( اصطکاک ) پریکاردی ( Friction rab )

در پریکاردیت صدای گوشخراش و خشن در زمان سیستول و دیاستول شنیده می شود که به آن صدای مالش پریکاردی می گویند . این صدا در اثر سایش دو لایه به هم در جریان یک دوره قلبی به وجود می آید . صدای مالش پریکاردی ممکن است با سوفل اشتباه شود که در این موارد باید مراقب بود که نه تنها صدای مالش شناسایی گردد بلکه از سوفل های سیستولی و دیاستولی احتمالی نیز تشخیص افتراقی داده شود . صدای مالش پریکاردی را در حالتی که بیمار نشسته و به سمت جلو خم شده است ، به بهترین شکل می توان تشخیص داد .

منتظر نظرات و رهنمایی های شما هستیم .



برگرفته از : برونر و سودارث قلب و عروق ، ویرایش یازدهم 2008

ترجمه : ژاله محمد علیها ، صدیقه عاصمی ، حلیمه امینی ( اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران و تهران )

ویرایش : صدیقه سالمی ( عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران )
+ نوشته شده توسط میثاق در پنجشنبه چهاردهم دی 1391 و ساعت 0:13 |
تشخیص سکته قلبی

 

به طور کلاسیک عضله قلب پس از MI به 3 ناحیه تقسیم میشود .

1- ناحیه نکروزه : به طور کامل مرگ سلولی و جریان الکتریکی از این ناحیه دور میشود که به صورت یک موج Q بزرگ مشاهده می شود  Q patologic عرض بیشتر از 0/04 عمق بیشتر از 1/4 موج R .

2- ناحیه صدمه : این قسمت دچار هایپوکسی میباشد و در صورت عدم درمان به موقع به ناحیه نکروزه اضافه می شود که به صورت تغیرات قطعه ST در نوار قلب مشاهده می شود .

3- ناحیه ایسکمیک : حاشیه ای ترین ناحیه سکته قلبی که در نوار قلب به صورت معکوس شدن یا صاف شدن موج T می باشد .

بنابر این در MI 3 تغییر انتظار داریم :

1- وجود Q patologic

2- تغییرات قطعه ST

3- صاف یا معکوس شدن موج T


چگونه محل MI را از روی نوار قلب تشخیص دهیم ؟

اگر تغیرات بالا در لید های 2 ، 3 , AVF باشد MI تحتانی رخ داده است .

اگر تغیرات در لیدهای 1 و AVL باشد MI جانبی فوقانی رخ داده است .

اگر در V5 و V6 باشد جانبی تحتانی است .

اگر در V1 و V2 باشد MI سپتال رخ داده است .

اگر V3 و V4 باشد MI قدامی رخ داده است .

معمولا V1 و V4 نشاندهنده MI قدامی دیواره ای میباشد .

دوستان عزیز اگر مطالب گفته شده رو درک کردید مطمئن باشید در تشخیص MI بر روی نوار قلب مشکلی نخواهید داشت .


سوال : نوار قلب بالا را تفسیر کنید ؟

+ نوشته شده توسط علی کلبعلی در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 و ساعت 19:0 |

واژه ی زیبای “پرستار” یعنی:

پ: پیمان خون بستن برای مهر و ایثار

ر: رفتن به سوی خدمت خلق

س: سربلند و ساده زیست و سختکوش

ت: تکمیل کننده کار طبیبان

ا: الگوی او مظهر تقوا، زینب کبری(س)

ر: راضی و خوشنود از رحمت خدا.

با اجازه هد نرس و دیگر دوستان

به مناسبت روز پرستار ،پرستار نمونه سی سی یو ،تنها عضو فعال سر کار خانم فرزانه انتخاب شد.


روز پرستار مبارک


+ نوشته شده توسط پرستار قم در دوشنبه هفتم فروردین 1391 و ساعت 14:19 |
 سرخ بود روی تو سبز شود جانتان   سیر شود کام تو سکه شود کاربار
پر ز حلاوت شود چون سمنو، روزها    پر برکت  مستدام   روزیتان برقرار
غم بشود سنجدی رخت ببند  رود      آ یینه بندان شود زندگی ات در بهار
ماهی عمرت بود پر حرکت  پر تلاش      عشق شود روزیت در گذر روزگار
 
بر اساس داده های سازمان آمار در سال 90:

فعال ترین پرستار CCU:خودم

تازه پرستارترین پرستار  CCU: پرستار کوچولو و میثلق

طرحی ترین پرستار  CCU:خانم پرستار

دانشجوترین پرستار  CCU:پرستار آزاد قم

سربازترین پرستار CCU:میثاق

پرحرفترین پرستار CCU:خودم

کربلاییترین پرستار  CCU:هدنرس


موفقترین آزمونی   CCU:خانم پرستار

جدیدترین عضو  CCU:علی کلبعلی

کم رنگترین پرستار  CCU: پرستار میر بلوچزهی و کریم عابدینی

کم حرفترین پرستار: CCU:پرستار کوچولو

بامرامترین پرستار CCU :خودم

قابل توجه هدنرس محترم،با عرض سلام و تبریک سال نو و آرزوی شادی و طراوت برای شما و همه همکاران

با توجه به آمار بالا من جایزه میخوام که توی این سی سی یو انقدر شیفت بودم.

                                          الهم عجل لولیک الفرج


 

+ نوشته شده توسط فرزانه پرستار منتظر در چهارشنبه دوم فروردین 1391 و ساعت 14:5 |
سلام.فردا سالگرد  اولین روز امامت صاحب الزمان است.فردا اولین روز امتحان 1400 ساله شیعه است.فردا اولین روز اثبات عاشقی است.از همین حالا برای همه تون آرزوی قبولی می کنم.

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

ديشب شيفت بودم.عصر و شب.يک سال از اورژانس آمدنم گذشت.پارسال 2 بهمن اولين شيفتم توي اورژانس را فراموش نمي کنم که هر کسي از بچه ها ورودم را به اورژانس تبريک مي گفت.اشک توي چشمهام حلقه مي زد و از ديدنش توسط ديگران ترسي نداشتم.ديشب که با زهرا و احسان و مرضيه و آرش 10 دقيقه اي کاري نداشتيم ياد پارسال کردم و به احسان گفتم: يادت هست همين روزها بود که براي اولين بار سر تحويل شيفت بخاطر برگه UA مريض رييس ،هم من و هم تو را دعوا کرد.من چه اشکي ريختم و تو مي خنديدي.


گفت: تو UAفرستادي و برگه را ضميمه کردي و من هيچي و رفتم و خنده بچه ها به همراه کلي خاطرات سال گذشته از برخودهامون چاشني صحبتها شد.

حالا يک سال گذشته.از اون روزهاي سخت.وقتي وارد اورژانس شدم فکر نمي کردم دوام بياورم.هيچ تجربه اي در اورژانس حتي به صرف آشنايي با بيمارستان نداشتم.صداها توي سرم مثل پتک بود.از آي سي يو به اورژانس رفتن هرچند خودم خواسته بودم بخشم عوض بشه برام قابل تحمل نبود.

با همه اينها مقاوم تر از اين حرفها بودم که بگم نمي تونم. حالا ميخوام به سبک خاطرات  آي سي يو براتون بنويسم.

آقاي عبدالهي را يادتون هست،سوپروايزر.هنوز اون اونطرف جو ب را ميره و من اينطرف.سعي هم مي کنم پرش به پرم نگيره.اگه کاري داشته باشم مثل پاس با جسارت تمام، کار شخصيم را انجام مي دهم و ديگر هيچ.

سوزي يکي ديگر از سوپروايزرها را کمتر مي بينم توي شيفت ما نيست.اما از وقتي فهميدم در مورد شنگول يک حرفهايي زده دلم ازش گرفته.کمتر سراغش را با اس ام اس يا... ميگيرم.

توي اين مدت فقط يکبار با سرپرستارI C Uرخ به رخ شدم .اون هم اون آمد اورژانس کار داشت.هيچ مريضي را
I C U من نمي برم.

جينا دوست عزيزم يادتون هست،حالا  اسبعلاجي زايمانه و داره پسرش را بزرگ مي کنه.شنگول بخش جراحي رفت با من از آي سي يو دراومد.اين روزها مشکل ديسک پيدا کرده و استعلاجيه.شايد انتقالي بگيره و بره يک شهر ديگه.زبل خان باز هم کنکور قبول نشد و درحال پاچه خواريه.ناخواهري سينرلا مرخصي گرفته شايد بتونه براي مهاجرت به کبک فرانسه اش را تکميل کنه و قبول بشه.شلمان ازدواج کرد و حالا داره مامان ميشه.مخمل هنوز داره به دوست د.. ميرسه. لوک خوش شانس هم رفت کانادا و نتونست اونجا بمونه وبرگشت.الان بخش دياليزه.سرندي پيتي از مرخصي زايمان ني ني دوم که برگشت آقاي عبدالهي از اونجايي که خيلي با ما خوش نداشت و يکهو همه را از آي سي يو به بخشها فرستاد تا قدرتش را به ما نشون بده.فرستادش جراحي اعصاب.اونم خيلي راضي نيست. با وجود بچه کوچک و 11 سال سابقه 7 تا شب داره.پاريکال فوق ويژه دانشگاه تهران قبول شد.بالاخره بعد5 سال .بامزي به آرزوش رسيد و دختر دار شد.نارنجی استخدامي قبول شد اما از عشق مخمل هنوز داره بيمارستان ماهم مياد.بنر سرپرستار درمانگاه شد.براي مهاجرت هم توي مصاحبه قبول شده.ميشا بهبود و کنترل عفونته.چند تا شيفت هم تويICU داره.جوجه کوچکولو هم استخدامی قبول شد و رفت.دلم برایش تنگ میشه.

                         به رسم اون روزها دوستون دارم خیلی زیاد

fenter>تصاویر زیباسازی نایت اسکین

                                                      الهم عجل لولیک الفرج


+ نوشته شده توسط فرزانه پرستار منتظر در سه شنبه یازدهم بهمن 1390 و ساعت 21:49 |

حذف اضافه کاری پر

کم شدن  شبکاری پر

قانون بهره وری پر

تعرفه گذاری پر

پرستار پر

پرستاره بیچاره

اونی که هزار جون داره

که پر در نمیاره.

این بدبخت بیچاره

همه                با هم                                     فاتحه..............

الهم عجل لولیک الفرج





+ نوشته شده توسط فرزانه پرستار منتظر در دوشنبه پنجم دی 1390 و ساعت 15:8 |

Cardiac therapeutics

در درمان نارسایی احتقانی قلب ، دارو های با منشا طبیعی هنوز جای خود را حفظ کرده اند زیرا تاکنون هیچ داروی صناعی کشف نشده است که بتواند با اثرات واضح ترکیبات دیژیتال در نارسایی قلب رقابت کند . دیژیتال از برگ خشک شده گیاه گل انگشتانه تهیه میشود با وجودی که برگ دیژیتال هنوز گاهی به صورت قرص مصرف دارد ، ولی در عمل مصرف دیگوکسین را که یکی از فعالترین گلیکوزیدهایی است که از گل انگشتانه اتریشی به دست می آید ترجیح می دهند . زیرا عملش با دوام تر و مطمئن تر است .

Digoxine

دیگوکسین داروی انتخابی درمان نارسایی احتقانی قلب است . این دارو موجب میشود که انقباضات عضله قلب قوی تر بوده و کارایی بیشتری داشته باشد ( ملوان زبل هم همراه اسفناج از گل انگشتانه اتریشی استفاده میکرد ) بدین ترتیب بازده قلبی افزایش یافته و به دنبال آن جریان خون عمومی بدن بهبود می یابد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی کلبعلی در دوشنبه سی ام آبان 1390 و ساعت 14:22 |
الهم عجل لولیک الفرج

سلام

از همین حالا عید غدیر همه مبارک

دوست دارم عید غدیر را و همیشه دلم خواسته به این بهانه قشنگ تبریک بگم و عیدی بگیرم و مهمون داشته باشم.

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

واما قصه دوباره اینجا بودنم.

دیشب یک اتفاقی افتاد توی اورژانس که برای فکر کردن جالب به نظرم اومد.

یاد اینجا افتادم و شما.اومدم که بنویسم.
دیشب 115 ساعت حدود 11 شب یک خانم 50 ساله را به اورژانس آورد که دور بینی وچشمها و نزدیک گوشها روی صورت خونین بود.
لخته های خون بالای لب و روی نوک بینی مشاهده می شد.
لای پتو پیچیده شده بود و معلوم نبود آسیب دیگری دیده یا خیر.لبها کبود و سیانوتیک بود
در بدو ورود 115 اعلام کرد که در دستشویی منزل زمین خورده و تنها بوده است.برای اینتوبه کردن مقاومت داشته و موفق به اینتوباسیون نشده اند.
سریع به مانیتور وصلش کردم و اکسیژن نازال گذاشتم.ماسک صورت نبود.
در حین برقراری اکسیژن ویز شدید راه هوایی به گوش می رسد.آثار استفراغ در روی لباس مریض دیده می شد.
به اتفاق آرا من و دکتر تصمیم به ساکشن گرفتیم. موقع ساکشن متوجه حجم جامدی در دهان و حلق بیمار شدم که اجازه ساکشن دهان نمی داد.از بینی هم به دلیل احتمال هد تروما نمی شد ساکشن کرد. بیمار مقاومت می کرد و سوند ساکشن را گاز می گرفت.ایروی را به دلیل گگ قوی که داشت هم تحمل نمی کرد.دندان بیمار هم دائمی بود و قادر به خارج کردن آن نبودیم تابا مانور دست اجسام خارجی را بیرون بیاوریم.
سر بیمار را به طرفی چرخاندم و شروع به بالا آوردن سر تخت کردم.
تکنسین 115 اعلام کرد اسپری سالبو در منزل بیمار مشاهده شده است.
از اسپری هم برای فاطمه خانم که حالا همسایه هایش به دنبال آمبولانس رسیده و مشخصاتش را اعلام کرده بودند استفاده کردم.صورت و خونهای روی آن را با احتیاط تمیز کردم تا میزان آسیبی که وارد شده با دقت مورد ارزیابی قرار گیرد.
همین لحظه پزشک اورژانس که دقایقی قبل بیرون رفته بود دوباره به اتاق برگشت و در جا اعتراض کرد که سر تخت چرا بالا است.سر تخت را پایین بیاور و باید گردن اکستند باشد تا راه هوایی باز باشد.
گفتم دکتر احتمال آسپیره کردن هست و تروما بوده و استفراغ دارد.لبها صورتی شده و سچوریشن 90 است برای همین سر تخت را بالا آوردم.
این پا و آن پا کرد و گفت خانم  سر تخت را ببر پایین وگردن اکستند باشد و خودش سر بیمار را صاف کرد و  ایستاد تا من سر تخت را پایین ببرم .سپس از اتاق خارج شد. تا بیرون رفت مریض  استفراغ بسیار وسیعی کرد که توانستم سریع دوباره سرش را به یک طرف برگردانم .حالا هوشیارتر شده بود.از دستور من که او را تشویق به خارج کردن محتویات دهان می کردم اطاعت می کرد.در همین لحظه پزشک داخلی رسید و اولین جمله اش این بود.
چرا سر این بیمار الویت نیست؟
سوال من از همکاران و دوستان خوبم این هست:کدام پوزیشن درست بود؟
در ضمن بگم که:چند لحظه بعد پزشک بیهوشی رسید و با نظرات او بیمار نجات یافت.خدا را شکر توانست جلوی اینتوبه کردن یک بیمار آسمی را بگیرد و بیمار پس از نیم ساعت که کاملا هوشار شده بود و کمی کورتون و مایع دریافت کرده بود با رضایت شخصی جهت مراجعه به مرکز مجهز و خصوصی اورژانس را ترک کرد.

الهم عجل لولیک الفرج


راستی چند وقت پیش که می خواستم وارد وبلاگ بشم باز نمیشد و نام کاربری شما غیر فعال شده می زد.با خودم گفتم یعنی واقعا من را غیر فعال کرده آقای....
اهمیتی ندادم و رفتم دنبال کارهای دیگه.

خوشحالم که بلاگفا اشتباه می کرد

فرزانه یک پرستار منتظر

+ نوشته شده توسط فرزانه پرستار منتظر در جمعه بیستم آبان 1390 و ساعت 23:56 |

 

  نـمی دانم چرا اطرافیـانم را به خنده وا داشتـه بودم. شاید طرز شعر خواندنـم در بخش اورژانـس کمی خنده دار بـود. و شاید تر (!) هیچکـدامشان تا به آن روز با یک دانشجـوی پرستاری رویـارو نشده بودند که برای یادگیری هرچه بهتر مطالب طبی تخصصی، از قـوّه ی شاعرانه اش کمک می گیـرد. آن هم برای مطلبی بـه فـرّاریِ «بررسی لیـد های الکتـروکاردیوگرام در تشخیص انـفارکتوس میوکارد»! :

 

آنـچه می گویـم گریزی بر هـزاران نکــته است

صحبت از دیـواره های قلـب، حیـن ِ سکته است

 

هر زمان هر قسمتـی از قلب اگر آسیب دیـد

در نـوار ِ قـلب انسان، اختـلال آیــد پــدید

 

لیـدِ دوم، سوم و ای وی اف اش درمانی است

مرتـبط با سکتــه ی دیـواره ی تحتــانی است

 

لیــدِ وی یک تـا چهــارم را دخــالت می دهــند

مشکل از سمتِ قـدامی را نشانت می دهنــد

 

حفـظ کل ِ لیــد های جانبی هم مشکل است:

لیـدِ اول، وی شش و وی پــنج با ای وی ال است!

 

ایــن تـمامِ لیــد های شایــع ِ "ام آی" بــود

گرچه تـفهیمش برایم سخت و جان فرسای بود

 

دفـتر انـدیشه ات در هر زمـان پــر نـور باد

درد و بـیمــاری از انـدام ظریـفت دور بــاد

 

   نگاه های عاقـل اندر سفیـه اطرافیـان با اتـمام این شعر کماکان ادامه داشت. بسیار حال نمودم وقـتی خانم حیدری -مهربان استادم-  نسخه ی دیگری را از این مثـنوی از من درخواست کـرد و نمره ای را به این فعـالیت بی سابقه اختـصاص داد!

 

 

+ نوشته شده توسط میثاق در پنجشنبه پنجم آبان 1390 و ساعت 18:12 |

* علائم بالینی پرولاپس دریچه میترال : اکثراً بدون علامت است ، هر چند ممکن است با علائم غیراختصاص مانند درد سینه ، تپش قلب ، سرگیجه و اضطراب همراه است . هر چند ممکن است این علائم هیچ ربطی به بیماری نداشته باشند اما در بعضی اشخاص مبتلا به پرولاپس دریچه میترال دیده می شوند . 


* راه تشخیص : پزشکان با استفاده از معاینه قلب و گوش دادن به صداهای قلب آنرا تشخیص می دهند و برای تأیید آن از اکوکاردیوگرافی سود می برند .

 

* درمان : اکثر بیماران مبتلا به اختلال خفیف نیاز به درمان خاصی ندارند ولی جهت جلوگیری از عفونت قلب در هنگام جراحی و یا کشیدن دندان باید از آنتی بیوتیک مناسب استفاده نمایند . در بعضی افراد که بیماری شدید می باشد باید مکرراً توسط متخصص قلب معاینه و اکوکاردیوگرافی شوند تا در صورت مشاهده نارسایی دریچه میترال اقدامات درمانی لازم را انجام دهند .

+ نوشته شده توسط پرستار قم در جمعه بیست و نهم مهر 1390 و ساعت 18:44 |
 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com  

سلام

از همین حالا روزه هاتون قبول.

التماس دعا

بچه ها مواظب باشید توی مهمونی  میزبان رو از خودمون دلگیر نکنیم.

برای بقیه مهمونهای این ضیافت هم دعا کنید

الهم عجل لولیک الفرج


فرزانه یک پرستار منتظر

+ نوشته شده توسط فرزانه پرستار منتظر در سه شنبه یازدهم مرداد 1390 و ساعت 1:57 |
چند روز پیش مسوول کتابخانه را که توی راهرو دیدمُ،یادم افتاد ۶ ماهی است که کتابی نخوانده ام.دلم برای خودم و کتابخانه و کتابهایش تنگ شد.

مسوول کتابخانه که گفت کم پیدایی.خندیدم و ماجرای اورژانس رفتنم را برایش تعریف کردم و او متعجب نگاهم می کرد.

پرسید راضی هستی و من در جواب لبخند زدم و گفتم:بچه ها می گویند خیلی زود با شرایط سازگار شدی.به نظرم آدمیزاد به جهنم هم عادت می کندُ،این همان جمله معروف افضل است.

از او که خدا حافظی کردم.یاد اینجا افتادم و امیدها آرزوهای بچه های نت برایم.

آمدم تا برایتان بگویم.

سخت می گذرد و هر شیفت لبریز از ازدحام و نارضایتی و همهمه و کد و فوتی و. چاقو و چاقو کشی و وتصادفی وسوساید و بدو بدو و استرس و فشار است.

اما در میان اینهمه ،حمایت همکاران از یکدیگر دوست داشتنی و دلگرم کننده است.سرپرستار اورژانس که خاطرتان است مهربانتر شده.هر چند هنوز شبهایم ۸ تا استُ. آن هم عصز و شبُ،اما کمتر پرش به پرم می گیرد و نرمتر شده است.

می خواهد مرا سرشیفت بگذارد ، اما من نمی پذیرم.

برایم تشویقی رد کرده تا راضی شوم، اما دلم نمی خواهد.از مسولیت گریزانم و دلشکسته و خسته.

اینجا همه چیز در حال تغییر است،خلاف آی سی یو که مدتها بیماران تغییر نمی کردند و قصه ها تکراری بود.اینجا هر لحظه یک قصه دارد.

یکروز قصه سقوط ماشین در دره و تنها ما می توانیم ۳ نفر را نجات دهیم و ۲ نفر فوت می کند.

قصه جوان ۲۰ ساله ای  که برای یک میلیون تومان چاقو خورده و با خونریزی وحشتناک فوت می کند.

قصه مادر بارداری که نرسیده به برانکار وضع حمل می کند.

قصه سقوط آسانسور و سوساید و بانوان هیستریک و پدر همکارمان که ام آی کرده و ...

با خودم فکر می کنم ،شاید این تمرینی برای تسلیم بودن است.

الهم عجل لولیک الفرج


ولادت وعده عاشقانه خدا با شیعه بر منتظران  نازنینش مبارک

انتظار درماندگی و معطل شدن نیست

انتظار یعنی آماده شدن برای ظهور و آمادگی برای ظهور یعنی برطرف کردن عیوب و ایجاد حسنات در خود.

فرزانه یک پرستار منتظر

+ نوشته شده توسط فرزانه پرستار منتظر در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 و ساعت 2:22 |
 
+ نوشته شده توسط پرستار کوچولو در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 و ساعت 10:27 |
با یاد خدا...

از PTCAزمانی استفاده می شود که ضایعه آترواسکلروتیک پیشرفته ای در جدار عروق کرونی تشکیل شده باشد بااستفاده از کاتتری که درنوک خود دارای نوعی بالون می باشد  بعداز (انجام آنژیوگرافی وتعیین محل ضایعه )

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرستار کوچولو در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 و ساعت 10:18 |

امروز کلاس باز آموزی داشتیم با موضوع:ارتباط ،ثبت و گزارش نویسی صحیح.

استاد آقای ... بود و من با چه بی تفاوتی در این کلاس شرکت کردم و چقدر بابت این ماجرا بغض داشتم.

بذارید از اول قصه بگم.

10 یا 12 سال پیش وقتی کارورزی ویژه می گذروندیم ،همون روز اول ورود به بیمارستان کارگاه سی پی آر برای پرسنل گذاشته بودند که ما هم شرکت داده شدیم.نحوه گفتار استاد کلاس که بعدا همکارمون شد را برای اولین بار می شنیدیم و دانشجویی بود و هزار خنده و.. .

ردیف جلو نشسته بودیم و انقدر ریز ریز خندیدیم که تایم رست بین 2 تا ساعت کلاس سوپر آموزش شخصا تذکر جدی به ما داد که در صورت تکرار هم باید کلاس راترک کنیم و هم باید کارورزی را .

اما ما نتونستیم و نزدیک بود از کلاس اخراج بشیم که خدا را شکر تایم کار عملی شد و ما نجات پیدا کردیم. اما سوپروایزر مربوطه پیش مربی ما رفته بود و خواسته بود تا برای ما تنبیهی در نظر بگیرد تا جدی تر به مسائل نگاه کنیم.ایشان هم به بهانه ذوق هنری و استعدادهای درخشان گروه ما که 3 نفر بودیم ما را جهتکمک به سوپروایزر آموزشی به ایشان معرفی کرد و دل سوپروایزر خنک شد.

خلاصه آقای سوپروایزر که در کار تهیه پوستر آموزشی برای یک سمینار بودند کل کار را به عهده ما گذاشتند و مربی مربوطه هم سهمی از نمره کارورزی را به انجام درست این پروژه اختصاص دادند.

هرچند بعد از تایم کارورزی در بیمارستان می ماندیم،اما کنار یکدیگر بودن لطفی داشت که هرگز دیگر تکرار نشد و از آن سوپروایزر چیزهایی یاد گرفتیم که تا سالها به کارمان آمد.پوستر مورد نظر در سمینار رتبه کسب کرد و جزو برگزیدگان کشوری شدو باعث سربلندی استاد و ما همچنین نمره عالی کارآموزی.

وقتی پس از سالها استخدام شدم و روزهای اول کار را در بخش جدید می گذراندم.روزی سرپرستار را درحال مکالمه تلفنی دیدم که در مورد من صحبت می کرد و شنیدم که می گفت نظر دفترپرستاری هم کاملا در موردش مثبت است. کنجکاو شدم و طوری سر حرف را انداختم تا ببینم چطور این اتفاق افتاده و سرپرستار گفت که سوپروایزر ارشد بیمارستان کلی از من تعریف کرده.دیگر چیزی نپرسیدم تا یک روز.

توی بخش تنها بودم و پسرها برای صرف چای رفته بودند،سوپر شیفت برای راند بخش آمد و وقتی خواستم سرشیفت را صدا کنم اجازه نداد  و از من خواست که بخش را تحویل بدهم.در همین حین کلی داشته ها و دانشم را سنجید و...

در همان لحظه ورود شناختمش همان سوپروایزر آموزشی زمان دانشجویی ام بود.آن روز از دیدنش خوشحال شدم و با یاد خاطرات گذشته از هم گروهی هایم هم یاد کردیم.

حالا از آن روز چند  سالی می گذرد.

این شخص همان کسی بود که بعدها به من گفت: تو عضو تیم نیستی و باید بروی یک جای شیر تو شیر تا درست شوی.

همان که گفت : هیچکس از کار تو نتواسته ایراد بگیرد و کسی نگفته که میس می کنی و هیچ پزشکی از کارت ایراد نگرفته،اما مرا فرستاد اورژانس.

این روزها تقریبا با او حرف نمی زنم. مگر سلام کند و یا آنسوی تلفن باشد و من مجبور به پاسخگویی.

همان روزهای کشمکش در 100 روز پیش به او گفتم: که اگر از کسی دلگیر باشم حتی توی چشمهایش نمی توانم نگاه کنم و جالب که او هر وقت مرا می بیند می فهمد که هنوز دلگیرشم.

امروز سر کلاس ، او باز هم استاد بود و من شاگرد.اما آن روزهای گذشته چقدر دور و دست نیافتنی می تمود.

                        الهم عجل لولیک الفرج


                                            نویسنده:فرزانه یک پرستار منتظر


+ نوشته شده توسط فرزانه پرستار منتظر در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 23:5 |
علامه طباطبایی  ره :هفتاد سال عبادت برابر یک شب پرستاری است.

این جمله روی دیواره دانشکده مون سالها خودنمایی می کرد و هر روز از کنارش می گذشتم و روزی 2 بار اون را زمزمه می کردم.همیشه وقتی کسی بهم می گفت چرا پرستاری؟خوب معلم و یا ...

می گفتم:هر کسی لیاقت نداره و اگر من نه پس چه کسی؟شما دوست دارید وقتی مریض میشید و به بیمارستان مراجعه می کنید،چه کسی از شما مراقبت کنه؟دوست دارید همه بانوان خانه نشین باشند؟تگر روزی بانویی مریض شد به نظرتون با جنس مخالف راحت تر هست؟آیا احساس آرامش روحی روانی خواهد داشت؟

در ژرفای اندیشه هایم از بودن وپرستاری عاشقانه لذت می بردم.

نه به عشق روپوش سفید آمده بودم و نه به عشق ناز و کرشمه و فیلم و..

تا روزی که برای کارورزی فن وارد بیمارستان شدم بیمارستان ندیده بودم.البته لطف خدا و جوانی خانواده باعث آن بود.

نه از دیدن خون فنت می کردم و نه با ساکشن دچار تهوع و استفراغ می شدم.گاهی فکر می کردم،اگر من مریض بودم و پرستار از انجام مراقبت من این حالتها را پیدا می کرد،چقدر شرمنده می شدم.

همیشه یک دکلمه،چند جمله،یک شعر برای روز پرستارداشتم و در صف اولین های اجرا بودم.

وقتی مطلب طنزی می خواندم،به چشمهای  مدعوبین که می نگریسم،این جمله را با صدای بلند در پایان تقدیمشان می کردم که:لبخند لبهای شما هر چند لحظه ای کوتاه بهترین ها  و دوست داشتنی ترین هاست.

حالا بعد از سالها در آستانه روز پرستار تنها احساسی که دارم:سرخوردگیست.

مانند پر کاه بی ارزشی که هیچ اختیاری ندارد،احساس نیشستی می کنم.

پیش از این فکر می کردم،هستم و بودنم ارزشمند است.اما حالا احساس می کنم بی ارزشترین موجود عالمم.نه کسی به کمک من نیاز دادرد و نه اگر نباشم،چیزی از معادله هستی بهم می خورد.

حالا دیگر اگر دارویی را ندهم احساس ناراحتی و عذاب ندارم.اگر اشتباه کنم اصلا شرمنده نمی شوم.دیگر اصلا برایم مهم نیست که بیمارانم بدانند با چه زحمتی برایشان تلاش می کنم و یا ندانند و هرچه دوست دارند بد و بیراه نثارم کنند.دنیا برایم در لحظه ای که پیش می آید می گذرد.

پریشب که شیفت بودم و از چیزی دلگیر و غمگین،یکی از همکارانم با 2 سال سابقه همان ایدآلهای خودم را تحویلم می داد و دلداری ام.

وای...
از همه برای اینکه  خاطرشان آزرده شد  عذرخواهی می کنم.دلم لبریز بود وپر.

تنها چیزی که هنوز برقرارم داشته و در راه سختی که پیش رو دارم یاری ام می کند،شاید انتظار ظهور است و اینکه او که بیاید،شاید دیگر روانشناس نخواهد،پلیس نخواهدو...

اما مدینه فاضله  پرستار می خواهد.

او که بیاید باز هم انسان انسان است و بیمار می شود. و دولت یار بی پرستار نمی شو.د.

همکاران و دوستان خوبم روز پرستار از همین حالا مبارک.
دستان مهربانتان بوسه باران فرشته ها .

الهم عجل لولیک الفرج

فرزانه:یک پرستار منتظر


+ نوشته شده توسط فرزانه پرستار منتظر در جمعه نوزدهم فروردین 1390 و ساعت 1:1 |
+ نوشته شده توسط هد نرس سی سی یو در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 و ساعت 20:21 |
سالهاست وقتی با بیماری که با تابلو ادم ریه مراجعه می کنه برخورد می کنم

1-پوزیشن نشسته تا نیمه نشسته

2-اکسیژن

3-لازیکس

4-مرفین

5-تی ان جی

6-...

چند روز پیش بدون معطلی سرگرم انجام این کارها بودم و هنوز دستورات پزشک به استیشن نرسیده،وسایل سونداژ را دادم دست یکی از دانشجوهای پرستاری و گفتم :شما می تونید یا خودم برم؟با تردید گفت :هنوز دستورات دکتر نوشته نشده و شما این همه د ارو به مریض زدید.منتظر نموندم،مریض را سونداژ کزدم و دنبال کارهای دیگه رفتم.یک ساعت بعد،همون دانشجو اومد دنبالم و ضمن ابراز ندامت از اینکه همکاری نکرده گفت:تمام کارهایی که شما انجام دادید را دقیقا دکتر دستور کرده بود.پرونده را دیدم.یک سوال برام پیش اومده و اون اینکه مرفین چه نقشی در درمان ادم ریه داره؟مگه مخدر و تضعیف کننده تنفس نیست؟

برای اون دانشجو درمورد مرفین توضیح دادم.اما با خودم فکر کردم که سوال جالبیه برای پرسیدن از همکاران

حالا از شما می پرسم؟

نقش و عملکرد مرفین در درمان ادم ریه چیست؟

الهم عجل لولیک الفرج


+ نوشته شده توسط فرزانه پرستار منتظر در شنبه بیست و سوم بهمن 1389 و ساعت 0:22 |

 

نوار قلب زیر مشخص کننده ی چه نوع ریتمی می باشد؟

 

 

+ نوشته شده توسط خانم پرستار در یکشنبه سوم بهمن 1389 و ساعت 20:52 |
سلام

دوستان و همکاران عزیز

جهت ایجاد تنوع در سی سی یو از این به بعد هر هفته یک نوار قلب در  این قسمت گذاشته میشود تا همکاران عزیز تشخیص خود را بیان کنند

همکار عزیز منتظر نظر شما هستم

+ نوشته شده توسط هد نرس سی سی یو در یکشنبه نوزدهم دی 1389 و ساعت 19:30 |
مطالب زیر برگرفته از جزوه (آشنایی با بخش سی سی یو)است که توسط پرسنل بخش سی سی یو شهرستان خمین تهیه شده است

۱-تاریخچه بخش سی سی یو

۲-مانیتورنگ

۳-وضعیت تحرکی بیماران سی سی یو


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دالایی در جمعه هفدهم دی 1389 و ساعت 16:50 |

 

پیگیری های سازمان نظام پرستاری نتیجه داد

سرانجام استخدام 23 هزار پرستار محقق می شود

با پیگیری سازمان نظام پرستاری سرانجام وعده استخدام 23 هزار پرستار با دستور رئیس جموری محقق می شود.

به گزارش خبرنگار نظام پرستاری با صدور مجوز استخدام از سوي معاونت نيروي انساني رياست جمهوري و بر اساس ماده 44 قانون مديريت خدمات كشوري و پس از آگهي در روزنامه‌ها و برگزاري آزمون، 23 هزار پرستار استخدام می شوند.

قانون ارتقای بهره وري كاركنان باليني نظام سلامت (معروف به قانون کاهش ساعت کاری پرستاران) مصوب 30 فروردین 88 مجلس شوراي اسلامي است که در تاریخ 20 دی 88 به تصویب هیئت وزیران رسید.

بر اساس همین قانون رئیس جمهوری در مراسم روز پرستار قول داد 23 هزار پرستار در بخش دولتی استخدام شود و بار مالی آن را هم از طرف دولت تقبل کرد.

پس از آن نیز وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در نامه‌اي خطاب به وزرای کار و امور اجتماعی و رفاه و تأمین اجتماعی و مدیر عامل سازمان تأمین اجتماعی خواست تا با ابلاغ این قانون زمینه اجرای تمام بندهای آیین نامه اجرایی آن در همه بیمارستان های غیر دولتی اعم از تأمین اجتماعی، خصوصی و خیریه فراهم شود.

از سوی دیگر برخی صاحبنظران معتقد بودند استخدام این تعداد پرستار نیاز به مجوز مجلس دارد و باید در برنامه پنجم توسعه گنجانده شود که مخالفت دولت و مجلس با پیشنهاد لحاظ شدن استخدام پرستار به صورت سالانه در لایحه برنامه پنجم توسعه کشور اعتراض پرستاران سراسر کشور را به همراه داشت. 

در پی آن نیز وزير بهداشت 5 روز گذشته (17 آذر) در پاسخ به سوال خبرنگاران در مورد سرانجام استخدام پرستاران، گفت: قول مي‌دهم كه به زودي با مصوبه مجلس، تاكيد رئيس جمهور و رويكرد مثبت معاونت سرمايه انساني رياست جمهوري شاهد آغاز استخدام پرستاران باشيم.

به گزارش خبرنگار نظام پرستاری، بر اساس آيين نامه اجرايي قانون ارتقاي بهره‌وري، شاغلان باليني به کارکنان رسته بهداشتي، درماني اطلاق مي‌شود که در بيمارستان‌ها و مراکز درماني شبانه‌روزي دولتي (کشوري و لشکري) و غيردولتي به بيماران بستري به صورت مستقيم ارايه خدمت مي‌دهند و شامل پرستاران، بهياران، کمک بهياران، ماماها، پزشکان، کاردان‌ها و کارشناسان اتاق عمل، کاردان‌ها و کارشناسان هوشبري و شاغلان رشته شغلي فوريت‌هاي پزشکي است.

ميزان ساعت کار کارکنان 44 ساعت در هفته است و با توجه به صعوبت کار، سابقه خدمت و کار در نوبت کاري‌هاي غيرمتعارف، بر طبق دستورالعملي که به تفکيک مشاغل و نوع فعاليت ابلاغ مي‌شود، حداکثر تا هشت ساعت در هفته تقليل مي‌يابد. اين دستورالعمل در بخش‌هاي دولتي (کشوري و لشکري) و غيردولتي لازم‌الاجرا خواهد بود.

کارکنان باليني بيمارستان‌هاي رواني و سوختگي موضوع ماده(1) اين آيين‌نامه و همچنين کارشناسان امور رواني، مددياران و کاردرمانگران اين بيمارستان‌ها، علاوه بر مرخصي استحقاقي ساليانه، حداکثر تا يک ماه از مرخصي کار در محيط‌هاي غيرمتعارف استفاده خواهند كرد. اين مرخصي قابل خريد يا ذخيره نيست.

کارکنان باليني نيز که در بخش‌هاي رواني و سوختگي بيمارستان‌هاي عمومي به طور مستمر اشتغال داشته باشند مشمول مفاد اين ماده خواهند بود.

مشاغل کارکنان باليني بيمارستان‌هاي رواني و سوختگي و مشمولين موضوع ماده (16) قانون سازمان نظام پرستاري شاغل در بخش‌هاي دولتي و غيردولتي ازجمله مشاغل سخت و زيان‌آور محسوب مي‌شوند.

ساعات کار کارکنان باليني در بخش‌هاي دولتي و غيردولتي در نوبت‌هاي شب و ايام تعطيل با ضريب 5/1 محاسبه مي‌شود. مشمولان اين ماده اجازه کار بيش از 12 ساعت متوالي را نداشته و مي‌توانند در صورت نياز، ماهانه حداکثر (80) ساعت براساس دستورالعمل ماده (2) اين آيين‌نامه با توافق کارفرما اضافه‌کاري انجام دهند. با اعمال اين ضرايب هيچ‌يک از کارکنان مجاز به صرف زمان جهت خوابيدن در طي شيفت‌هاي شب و ايام تعطيل نيستند.

همچنین روش پرداخت حقوق و مزاياي شاغلان خدمت در بخش هاي دولتي و غيردولتي در واحدهاي مصرح در ماده (1)  اين آيين نامه تركيبي از دو روش ثابت و مبتني بر عملكرد است.

پرداخت در روش ثابت، بر اساس قوانين و ضوابط مورد عمل در بخش هاي مذكور و پرداخت در روش مبتني بر عملكرد تا تعيين نرخ تعرفه هاي خدمات،‌ در بخش دولتي براساس طرح نظام نوين بيمارستان ها و در بخش غيردولتي طبق روال حاكم خواهد بود.

اکنون با صدور مجوز استخدام از سوي معاونت نيروي انساني رياست جمهوري پرستاران بی صبرانه منتظر چاپ آگهي استخدام در روزنامه‌ها و برگزاري آزمون هستند تا هرچه زودتر اجرا شدن قانون ارتقای بهره وری که نتیجه واقعی آن خدمت رسانی شایسته به مردم ایران اسلامی است را شاهد باشند.
 
+ نوشته شده توسط میثاق در دوشنبه بیست و نهم آذر 1389 و ساعت 16:56 |

 

این موج نماینده دپولاریزاسیون بطنها ست و به تدریج و با شیب کم به قله رسیده ، سپسبا شیب زیادتر به خط ایزوالکتریک بر می گردد .

عوامل متعددی روی تغییرات موج T موثرند . هیپرونتیلاسیون ، مصرف غذای سنگین ، اضطراب ، سیگار ، آب یخ ، تغییر وضعیت بدن ، کاهش فشار خون ، نژاد و سن همگی روی شکل موج  T اثر می گذارد .

  

خصوصیات موج T

الف ) زمان : مدت زمان موج T حدود 15/0 ثانیه است

ب ) ولتاژ : ارتفاع موج T در لید های اعضا حداکثر 5 میلی متر و در لید های جلوی قلبی 10 میلی متر است .

ج ) شکل موج T :

  • در لید های I ، II ، V3 تا V6 ، جهت موج T مثبت است
  • در لیدهای III ، V1 و V2 ، جهت موج T غالبا می تواند منفی باشد


 

 

تغییر شکل موج T : تغییر شکل این موج می تواند نمایانگر اختلالات زیر باشد :

 

  • موج T منفی و نوک تیز :

این موج به دنبال نارسایی عروق کرونر و انفارکتوس حاد میوکارد ایجاد شده ، معمولا همراه با قطعه ST محدب و به طرف بالاست

 

  • موج T منفی یا کوتاه (Flat) :

در بسیاری از لیدها نمایانگر بیماری مزمن عروق کرونر است .

 

  • موج T منفی با قله گرد :

نمایانگر مسمومیت با دیگوکسین است . رد این وضعیت موج T و قطعه ST قابل تفکیک از یکدیگر نیستند .

 

 

نکات مهم در مورد موج T

- موج T در لید V6 همیشه بلندتر از لید V1 است .

- تا دوره بلوغ موج T در V1 تا V4 منفی است .

-در تست ورزش ، تغییرات زیر در موج T با ارزش بوده ، نتیجه تست را مثیت می کند :

  • ارتفاع موج T در V4 نسبت به زمان استراحت 5 میلیمتر افزایش یابد
  • ارتفاع موج T در V1 بلندتر از V6 شود .
  • موج T در V6 منفی شود .
  • زاویه محور موج T و محور کمپکس QRS افزایش یابد

 

برگرفته از کتاب اصول مراقبت های ویژه در ICU ، CCU ، دیالیز

تالیف: حسین شیری – ملاحت نیک روان مفرد

 

+ نوشته شده توسط میثاق در دوشنبه بیست و نهم آذر 1389 و ساعت 16:53 |

اینک با مطرح نشدن موضوع استخدام ۲۳ هزار پرستار در برنامه پنجم برای اجرایی شدن قانون ارتقاء بهره وری نیروهای بالینی تمام وعده وعیدهای دروغین متولیان امر در پس نمایش روز پرستار بهم ریخت و به نظر من این واضح ترین مجوز برای جامعه پرستاری است که اعتماد و باور خود را از تمام گفته های مسئولین برگرفته و یقین قاطع داشته باشند که سیستم دنبال رفع مشکلات و توجه به مطالبات آنها نیست.آنچه در ادامه مطلب آورده ام مروری از دلگویه های خود پیرامون سیر مشکلات و معضلات موجود است که در اغلب موارد با درد دلهای شما عزیزان پرستار همخوانی کامل دارد.

ضمن دعوت از عزیزان همکار خصوصا" فعالان دلسوز پرستاری برای مطالعه ادامه مطلب مشتاق و علاقمند هستم از نظرات شما عزیزان مطلع گردم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کریم عابدینی در سه شنبه هجدهم آبان 1389 و ساعت 2:4 |
چند  نکته جدید در سی پی آر

1-ماساژ قلبی

2-باز کردن راه هوایی مگر مورد غرق شدگی باشد.

3-تنفس

4- دفیبریلاتوردر وی فیبر  (فقط در صورت ایست شاهد،پرکوردیال تامپ)

5-آتروپین در سی پی آر اهمیت خودش رو از دست داده.

6- اپی نفرین هر 3 تا 5 دقیقه تا پایان سی پی آر قابل استفاده است

7-اپی نفرین قبل از دفیبریلاتور موثرترین است.

8- تنها داروی آنتی آریتمی آمیودارون

9-لیدوکایین فقط در صورت در دسترس نبودن آمیودارون.

10-آمیودارون300 میلی گرم در 20 سی سی بلوس.

11-پس از 2 شوک  بی فازیک 200 ژول یا مونو فازیک 360 ژول آمیو دارون 150 مجداد تکرار شود.  

 12-  بیکربنات 5 دقیقه پس از شروع سی پی آر قابل استفاده است.

13-تایید موفقیت یا عدم آن در سی پی آر با کاپنو گرافی است.

14-احساس نبض کاروتیداز اهمیت کمتری برخوردار است

15-موثرترین راه رساندن اکسیژن اینتوباسیون.

16-دفیبریلاتور از همان اولین نوبت با بالاترین میزان استفاده می شود.                                         

     منبع:اروین 2010                                 

                                                                             الهم  عجل لولیک الفرج  

+ نوشته شده توسط فرزانه پرستار منتظر در یکشنبه نهم آبان 1389 و ساعت 1:42 |